لغت نامه دهخدا
تأدیه کردن. [ ت َءْ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرداختن. ادا کردن. رجوع به تأدیه شود.
تأدیه کردن. [ ت َءْ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرداختن. ادا کردن. رجوع به تأدیه شود.
( مصدر ) پرداختن گزاردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عبارت دیگر، تهاتر عبارت است از تساقط دو دین یا دو مجموع دیونی که دو شخص در برابر یکدیگر به عهده دارند تا میزان کمترین آن دو. تهاتر در حکم تادیه دین و ایفای تعهد است؛ زیرا، با تحقق آن، بستانکار به حق خود میرسد و ذمه بدهکار نسبت به دین بری میگردد.
💡 ۵- کلیه خسارات و هزینههای وارده شامل خسارت تأخیر تادیهاست بر اساس نرخ تورم که توسط بانک مرکزی اعلام میشود، قابل مطالبهاست و این خسارت هزینههای دادرسی و حقالوکاله را هم در بر میگیرد.
💡 به این ترتیب مجلس رسماً در مملکت فرانسه موسسات خیریه را دایر ساخت و با تادیه مستمری منظم موجبات ادای مراسم دینی را در سرتاسر فرانسه تأمین و فراهم میکرد و از این محل مبلغ صد میلیون اعتبار تصویب کرد که بعدها به هشتاد میلیون تقلیل یافت.
💡 شرکت تضامنی شرکتی است که تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل میشود و اگر دارایی شرکت برای تادیه تمام قروض شرکت کافی نباشد ٬هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض هستند. در صورتی که نام برخی مالکان شرکت در نام شرکت آمده باشد، شرکت تضامنی محسوب میشود.