لغت نامه دهخدا
تئودوریک اول. [ ت ِ ءُ دُ ک ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) پادشاه «ویزیگوتها» ی اسپانی و نوه پسری «الاریک بزرگ » بود که در سال 419 م. جانشین وی گشت و در سال 451 در تلاشی که برای جلوگیری از هجوم آتیلا می کرد، در میدان «کاتالونیک » درگذشت.
تئودوریک اول. [ ت ِ ءُ دُ ک ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) پادشاه «ویزیگوتها» ی اسپانی و نوه پسری «الاریک بزرگ » بود که در سال 419 م. جانشین وی گشت و در سال 451 در تلاشی که برای جلوگیری از هجوم آتیلا می کرد، در میدان «کاتالونیک » درگذشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 البته زنون هم براي آسيب رساندن به دستگاه اودوآكر چندان بیکار ننشست. او تئودوریک را برانگیخت تا در ۴۸۸ میلادی به مرزهای امپراتوری روم غربی بتازند. تئودوریک در ۴۹۳ میلادی شهر راونا را گشود. در همان سال با اودوآکر پادشاه روم غربی پیمان صلحی را بست. به شادباش این پیمان جشنی برپاشد؛ در میانهٔ همین بزم بود که تئودوریک اودکر را در حالی که به سلامتیش باده مینوشید با دستان خویش کشت.
💡 تئودوریک پسر آلاریک یکم بود و در ۴۱۸ به پادشاهی ویزیگوتها رسید. او متحد رومیان و در عین حال دشمن آنها بود. وندالها در ۴۲۱ (یا ۴۲۲) به رم حمله کردند و تئودوریک یکم با خیانت به رومیان به آنها پیوست و از پشت به سپاهیان رومی یورش برد. در ۴۳۵ به رومیان مستقر در گل حمله کرد و ناربو را محاصره نمود. اما مجبور به عقبنشینی به تولوز شد و در آنجا در ۴۳۹ یکی از لشگرهای روم را شکست داد.