فرهنگستان زبان و ادب
{pathogenicity} [زیست شناسی-میکرب شناسی] قابلیت یک عامل عفونی در ایجاد بیماری
{pathogenicity} [زیست شناسی-میکرب شناسی] قابلیت یک عامل عفونی در ایجاد بیماری
💡 تقصیر از آن کرد که چشمی که بدان بیماری چون تویی توان دید نداشت
💡 به نزدیک طبیب احوال درد خویش می گفتم ولی او چاره این نوع بیماری نمی داند
💡 به کنج غم شب تاری من و بیداری و زاری که بر بالین بیماری پرستاری نمیبینم
💡 ور آن دست دادی که بودی ز سیم برستی ز بیماری و ترس و بیم
💡 هر کس که بدش خواهد، مقهور شود والله از آفت بدبختی وز محنت بیماری
💡 دلیل صحت دعوی به عشق اندر چنان باشد که در صحت علامتهای بیماری پدید آید