بیش ستان

لغت نامه دهخدا

بیش ستان. [ س ِ ] ( نف مرکب ) بسیارگیرنده.

فرهنگ فارسی

بسیار گیرنده

جمله سازی با بیش ستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گهی دشنه ی جای ستان تیز کرد که فردا بدان دشنه جوید نبرد

💡 به آرام خود برد کودک شبان بزن گفت کاین هدیه از من ستان

💡 هم ناکسم چو از پی یک قرص چون خسان اجرا ستان و نان خور این قرص انورم

💡 یکی از کفم تیغ زهر آبدار ستان ار بمانی به مردم مدار

💡 ز سایه تو شود آفتاب کشور گیر به همت تو شود آستانت ملک ستان

💡 گناهی جز وفاداری ندارم ستان از من بدین معنی جفایت