بهتر امدن
لغت نامه دهخدا
( بهتر آمدن ) بهتر آمدن. [ ب ِ ت َ م َ دَ ] ( مص مرکب )غلبه کردن. فائق شدن: و از وی [ از بلغار] مقدار بیست هزار مرد سوار بیرون آید که با هرچند که بود از لشکر کافران حرب کنند و بهتر آیند. ( حدود العالم ). و ایشان [ مردم روس ] با همه کافران که گرد ایشان است حرب کنند و بهتر آیند. ( حدود العالم ).
فرهنگ فارسی
( بهتر آمدن ) غلبه کردن فائق شدن.
جمله سازی با بهتر امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رقیب را به ستم روزگار از تو برید نکرده هیچ کرم روزگار بهتر ازین
💡 وی همچنین برنده جوایزی همچون جایزه اسکار بهترین فیلم برای فیلم راکی به عنوان تهیهکننده شدهاست.
💡 خیال وصل بستن، بهتر از وصلش کند شادم نشاط نشاهام در خنده جام است پنداری
💡 ممکن را بدست میدهد. هر روش تخمین دیگر اگرچه دارای تخمین زن با مشخصات آماری بهتر تحت فرضیاتش باشد، منجر به
💡 آتش به از گلیست کش آسیب خار نیست خون بهتر از مییست که آن را خمارنیست
💡 ز خاک کم بود آن تن که پایمال نشد سفال بهتر از آن دل که از وفا خالی است