بهتر امد
مترادفها
بهتر آمد
لغت نامه دهخدا
( بهترآمد ) بهترآمد. [ ب ِ ت َ م َ ] ( ن مف مرکب ) بهترآینده. نافعتر. انفع. سودمندتر. به آمد. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ مرکب ) صلاح و مصلحت. عاقبت: و این مردمان نتوانستند دانست که حال میان ما دو چون خواهد شد. بهترآمد خویش را می نگریستند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 33 ).
فرهنگ فارسی
( بهتر آمد ) نافع تر انفع سودمندتر به آمد.
جمله سازی با بهتر امد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رخ مصحف خوبی بود و در مصحف هر آیه که نسخ گشت بهتر آمد
💡 خستهٔ هجرش به امید وصال خوشتر است و بهتر آمد خوش خوشی
💡 از آن بهتر آمد که خسرو شنود در آن لشکر گشن چون او نبود
💡 چو جانت بهتر آمد در نمودار حقیقت گشت صورت ناپدیدار
💡 چو گربه بر دوید و بر سر آمد ز سگ در تک بصد ره بهتر آمد