لغت نامه دهخدا
فاتح شدن. [ ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیروز شدن.گشودن شهر. بر دشمن غلبه کردن. رجوع به فاتح شود.
فاتح شدن. [ ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیروز شدن.گشودن شهر. بر دشمن غلبه کردن. رجوع به فاتح شود.
( مصدر ) پیروز شدن بر دشمن غلبه کردن گشودن شهر و ناحیه.
پیروز شدن. گشودن شهر.
💡 با غلطيدن دولت ((صفويه ))به ورطه تجمل پرستى و اشرافيت و گرفتار شدن دردام جنگ هاى خانگى و همسايگان شرقى و غربى، زمينه هاى فروپاشى خود را فراهمنمود و پس از دو قرن و نيم، مركز دولت صفوى (اصفهان ) به دست ((افغان )) هاىمهاجم و متعصب سقوط كرد. در چنين شرايطىشكل گيرى نهضت هاى اسلامى اجتناب ناپذير بود، بسيارى از شهرها و روستاهاى((ايران ))سر به شورش و مقاومت نهاده، و دليرانه ايستادگى نمودند و باوجود اينكه بزرگان ((صفويه ))، روحيه خود را باخته بودند، مردم با استفاده از جنگ هاىچريكى توانستند پيروزيها را در كام فاتحان خود تلخ سازند.(833)
💡 به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیر دریادار ایرانی فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اشاره به هشدار و شناسایی زیردریایی آمریکایی توسط این نیرو، اظهار داشت: این زیردریایی در سکوت کامل و در زیر آب در حال نزدیک شدن به تنگه هرمز بود که توسط زیردریایی تمام ایرانی و بومی فاتح رصد و شناسایی شد و با مانورهای ایذایی مجبور کرد تا زیردریایی آمریکایی به سطح آب بیاید و مسیر تنگه را در سطح آب عبور کند.