بندق شکستن

لغت نامه دهخدا

بندق شکستن. [ ب ُدُ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از بوسه دادن است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بوسیدن بوسه دادن.

جمله سازی با بندق شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همزمان هزاران برگه کاغذ تبلیغاتی نیز جهت شکستن هر چه بیشتر روحیه مدافعان بر شهر ریخته شد.

💡 در سال ۲۰۰۳ سردبیر مجله نیشن، از آمریکا بابت سند مسئولیت‌پذیری سوریه انتقاد کرد و آن را با گزارش شکستن تمیز در ارتباط دانست و گفت:

💡 پی شکستن دل قطره ای بزن چو حباب که همچو موج توانی به روی آب دوید

💡 صبر زندان فراق تو شکستن نتواند ور به دندان همه آن است که زنجیر نماید

💡 شکستن های دل در پنجه عشق قوی بازو چو برسنجم حدیث شیشه و سنگ است پنداری

💡 زمین‌لرزه بر اثر شکستن ناگهانی سنگ‌های درون زمین اتفاق می‌افتد.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز