بطرح دادن

لغت نامه دهخدا

بطرح دادن. [ ب ِ طَ دَ ] ( مص مرکب ) بطرح فروختن. فروختن جنس بزور برعایا. ( غیاث ). عبارت از فروختن جنس بزور برعایا یا نوکران خود و این از جهت بسیاری جنس مذکور یا تباه شدن آن بود لهذا اجناسی را که حکام بدکانداران میدهند که بتدریج از آنها زر قیمت بوصول رسانند مال طرح و مال طرحی گویند. ( آنندراج ):
اسیر آن گل رعنا که لعل میگونش
شکر بطرح فروشد ز تلخی دشنام.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

و بطرح فروختن فروختن جنس بزور برعایا ٠ عبارت از فروختن جنس بزور برعایا یا نوکران خود و این از جهت بسیاری جنس مذکور یا تباه شدن آن بود.

جمله سازی با بطرح دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازین حریفان دست هنر بدولت تو بطرح اسبی هم می توانم آسان برد

💡 هم بنور او منور پردهها هم بطرح او مدوّر پرده ها

💡 هرکرا همچو شاه بنوازد چون پیاده بطرح بندازد

💡 نه بندش سودمند آمد نه پندش بطرح افگند شاه مستمندش

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز