بسمله کردن
مترادفها
بسمالله گفتن
لغت نامه دهخدا
بسمله کردن. [ ب ِ م ِ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هنگام کشتن بسم اﷲالرحمن الرحیم گفتن: از اینطرف نیز مبارزان به بسمل نمودن اعدا بسمله کرده هر یک از جام ظفر بس مُل ِ گلرنگ نوشیدند. ( دره نادره چ شهیدی چ 1341 ص 520 ). و رجوع به بسم اﷲالرحمن الرحیم شود.
جمله سازی با بسمله کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای زیب بخش وحی که از باءِ بسمله یزدان سور بنام تو کرده است ابتدا
💡 سنت قدیمی در میان بسیاری از نویسندگان این است که پیش از شروع نوشتن هر متن یا کتاب، با بسمله کردن آن، برکت را طلب میکنند.
💡 در مراسمهای مذهبی سنتی، معمولاً سخنرانان پیش از آغاز سخنرانی خود، با بسمله کردن، توجه مخاطبان را جلب کرده و فضای معنوی خاصی در محیط ایجاد میکنند.
💡 او عادت داشت پیش از شروع هر کار مهمی، با بسمله کردن، آرامش خود را بازیابی کرده و با تمرکز بیشتر به انجام وظایف خود بپردازد.