لغت نامه دهخدا
بسمل کردنی. [ ب ِ م ِ ک َ دَ] ( ص لیاقت مرکب ) ذبیحه. ( دهار ). کشتنی. سربریدنی.
بسمل کردنی. [ ب ِ م ِ ک َ دَ] ( ص لیاقت مرکب ) ذبیحه. ( دهار ). کشتنی. سربریدنی.
ذبیحه. کشتنی. سر بریدنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد خواهی به طرب نشین و خواهی که به درد
💡 این سیستم هواکشت باد کردنی نیازهای فرعی [بنیان محافظ جان فضاپیما] به خصوص آب و تکنولوژیهای سیستمهای تحویل مواد غذایی برای تولید غذا را مورد توجه قرار میدهد
💡 در بارهٔ پیدایش شطرنج (چترنگ) چندین روایت موجود است که تنها تعداد کمی از آنها معقول و باور کردنی هستند. در ادامه برخی از این روایتهای مختلف مورد بررسی قرار خواهند گرفت:
💡 دختر رز، گر نسازد با هوسناکان جام می شود در مذهب مفتی، سیاست کردنی
💡 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ای ایشان که بگرویدید، اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً (۴۱) یاد کنید اللَّه را یاد کردنی فراوان.
💡 ... قوانین قدرتمند پنهان کردنی نیستند؛ آنها ناگهان مثل آذرخش خاموش نشدنی به کشورهای خارجی نفوذ میکنند.