لغت نامه دهخدا
( آبله کردن ) آبله کردن. [ ب ِ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آبله برآوردن.
( آبله کردن ) آبله کردن. [ ب ِ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آبله برآوردن.
( آبله کردن ) ( مصدر ) آبله بر آوردن.
آبله بر آوردن
آبلهکردن
تاول زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امواج به صد تک زدن حسرت گوهر آخر کف پا آبله کردند و فسردند