بستوه امدن

لغت نامه دهخدا

( بستوه آمدن ) بستوه آمدن. [ ب ِ س ُه ْ م َدَ ] ( مص مرکب ) به تنگ آمدن. و رجوع به ستوه شود.

فرهنگ فارسی

( بستوه آمدن ) به تنگ آمدن ٠

جمله سازی با بستوه امدن

💡 بر اين اساس، طلوع خورشيد از مغرب، معناى كنايى دارد و در حقيقت تشبيه شده استظهور حضرت مهدى (ع ) به طلوع خورشيد از غروبگاهش. همان گونه كه خورشيد، پساز آن كه چهره در نقاب شب فرو مى كشد، دوباره پرده هاى سياهى را مى درد و طليعهروشن آن از كرانه هاى افق پرتوافشانى مى كند، حضرت مهدى (ع ) نيز، پس از طىدوران محنت و محروميت و سپرى شدن روزگار غيبت و انتظار، ظهور مى كند بسان خورشيدى،جهان فتنه عدالت و بستوه آمده از ظلم و ستم و بى عدالتى را با پرتو حياتبخش عدالت، زنده و روشن مى كند.

💡 (وماهم بضارين به من احد الا باذن اللّه ) اين جمله دفع آن توهمى است كه به ذهن هركسى مى دود، و آن اين است كه مگر ساحران ميتوانند با سحر خود امر صنع و تكوين رابر هم زده، از تقدير الهى پيشى گرفته، امر خدا راباطل سازند؟ در جواب و دفع اين توهم مى فرمايد: نه، خود سحر از قدر خداست، وبهمين جهت اثر نمى كند مگر باذن خدا، پس ساحران نمى توانند خدا را بستوه بياورند.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز