لغت نامه دهخدا
بری ساختن.[ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ادای دین. بیرون شدن از ضمانت.از گردن نهادن وام یا عهد و پیمان: چنگ درزده ام در بیعت او به وفای عهد و بری ساختن ذمه عقد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 315 ). و رجوع به بری شود.
بری ساختن.[ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ادای دین. بیرون شدن از ضمانت.از گردن نهادن وام یا عهد و پیمان: چنگ درزده ام در بیعت او به وفای عهد و بری ساختن ذمه عقد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 315 ). و رجوع به بری شود.
ادای دین بیرون شدن از ضمانت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با همه ناقابلی دارد هنرها بخت ما می تواند از گل و ریحان مغیلان ساختن
💡 پستانها براى ساختن مواد پروتوئينى شير، تنها از اسيدهاى امينه ذخيره شده بدناستفاده مى كند.
💡 80- و ساختن زره را به او تعليم داديم، تاشما را در جنگهايتان حفظ كند آيا شكر (اين نعمتهاى خدا را) ميگذاريد؟!
💡 در سال ۱۹۱۴، فواد اوزکینای با ساختن یک فیلم مستند اولین فیلم ترک را ساخت.
💡 صحبت تلخ تو چون دربان آن باشد، چه سود همچو زنبور از عمارت های شیرین ساختن
💡 داغ را آیینهٔ تسلیم باید ساختن ورنه ما را ناله هم رگهای گردن می شود