لغت نامه دهخدا
برزین کروس. [ ب َ ک ُ ] ( اِخ ) نام یکی از موبدان بوده است یعنی حکیم و دانشمند و عالم و بزرگ ملت زردشتی [ آتش پرستان ]. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
بد آن پیر را نام برزین کروس
بیامد بهنگام بانگ خروس.زراتشت بهرام.
برزین کروس. [ ب َ ک ُ ] ( اِخ ) نام یکی از موبدان بوده است یعنی حکیم و دانشمند و عالم و بزرگ ملت زردشتی [ آتش پرستان ]. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
بد آن پیر را نام برزین کروس
بیامد بهنگام بانگ خروس.زراتشت بهرام.
نام یکی از موبدان بوده است یعنی حکیم و دانشمند و عالم و برزگ ملت زردشتی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برزین در ۲۲ مارس ۱۸۹۶ در سن پترزبورگ درگذشت. پس از مرگش، برخی از محققان درباره او مقالاتی نوشتند.
💡 تقی برزین از سیاستمداران ایرانی بود، که در دوره پانزدهم بعنوان نماینده همدان در مجلس شورای ملی حضور داشت.
💡 یکی آذری ساخت برزین به نام که با فرخی بود و با برز و کام
💡 تا که دارد در جهان چون چشمهٔ آب حیات دارم از تیار او چون آذر برزین جگر
💡 یکی سازنده خویشان بسان چشمه حیوان یکی سوزنده خصمان بسان آذر برزین
💡 از جمله آثار منتشرشدهٔ عاشورگلدی برزین، میتوان به موارد زیر اشاره کرد: