بدنۀ یکپارچه
مترادفها
بدنه پیوسته
متضادها
مجزا، قطعهقطعه
فرهنگستان زبان و ادب
{body and frame, integral body and frame construction, unit construction, unitized construction, monocoque, unitary construction, body and frame construction, integral frame, frameless construction} [قطعات و مجموعه های خودرو] مجموعۀ یکپارچۀ شاسی و بدنه که سایر مجموعه ها مانند موتور و سامانۀ تعلیق بر روی آن نصب می شود
جمله سازی با بدنۀ یکپارچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناحیه جوبا در زمان حاکمیت استعمار انگلیس، جزو مناطق تحتالحمایه استعمار در شرق آفریقا محسوب میشد. روز یکم ژوئیه سال ۱۹۶۰ همزمان با دوران استقلال اغلب کشورهای آفریقایی، ناحیه جوبالند بانضمام سومالی تحتالحمایه انگلیس و ناحیهای از سومالی که تحت سلطه استعمارگران ایتالیایی بود، متحد و یکپارچه شدند و جمهوری مستقل سومالی را تشکیل دادند.
💡 علاوه بر این، تا پیش از آنکه لایپزیش از طریق لیگ یکپارچه آلمان جواز حضور در لیگ قهرمانان اروپا ۱۸–۲۰۱۷ را کسب کند، این آخرین فصل حضور تیمی از آلمان شرقی در جام باشگاههای اروپا بود.
💡 خوشهٔ کامپیوتر (به انگلیسی: Computer cluster) نوعی از سیستمهای پردازش موازی و توزیع شدهاست، که متشکل از مجموعهای از رایانههای مستقل میباشد که تمام این گرهها در ارتباط تنگاتنگ با کل سیستم هستند و به عنوان یک منبع یکپارچه کار میکنند.
💡 پس از مرگ عضدالدوله (۳۷۲ ه.ق)، میراث یکپارچه و متحدی که دستاورد دوران حیات وی بود، در اثر جدایی اعضای خاندان آلبویه فرو پاشید و بدین طریق نسل بعدی خاندان با طرحها و تصورات عضدالدوله به ستیز برخاستند.
💡 توسعه رفتار محور (ت.ر. م) یک روش چابک نسل دوم، یکپارچه، مبتنی بر کشش، چند مالکه و متشکل از مقیاس چندگانه، با قابلیت خودکار سازی بالاست. ت.ر. م یک چرخه تعاملات با خروجیهای تعریف شده را توصیف میکند، که در نتیجه تحویل کار، نرمافزار مورد آزمایش قرار میگیرد.