لغت نامه دهخدا
بخاک چسباندن. [ ب ِ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) به خاک انداختن. به خاک رساندن. || کنایه از خوار و ذلیل ساختن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || رسوا کردن. ( آنندراج ).
بخاک چسباندن. [ ب ِ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) به خاک انداختن. به خاک رساندن. || کنایه از خوار و ذلیل ساختن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || رسوا کردن. ( آنندراج ).
به خاک انداختن به خاک رساندن یا رسوا کردن.
💡 اوره فرمالدهید کاربردهای فراوانی دارد و به دلیل ویژگیهای مفیدش در بسیاری از فرایندهای تولید به کار گرفته میشود. به عنوان مثال این ماده در مواردی چون: ورقهای تزیینی، نساجی، تولید کاغذ، پارچههای ضد چروک، فراوردههای کتان، ریون و… استفاده میشود. هم چنین برای چسباندن چوب استفاده گستردهای دارد. در گذشته، اوره فرمالدهید به عنوان پوشش مواد الکتریکی کاربرد داشت.
💡 نوع بیرنگ چسب آکواریوم نسبت به سایر انواع چسبهای سیلیکونی کاربرد بیشتری دارد. از این چسب عمدتاً در چسباندن شیشههای آکواریوم، سینک ظرفشویی و… استفاده میشود.
💡 تقسیمکننده پرتو یک ابزار نوری است که پرتو نور را به دو قسمت تقسیم میکند. این وسیله در تداخلسنجی کاربرد دارد. این وسیله در متداولترین حالت از چسباندن دو منشور ساخته میشود. تقسیمکننده پرتو اگر شامل یک صفحهٔ شیشهای با دیالکتریک بازتابنده باشد که روی آن قرار دارد باعث ایجاد اختلاف فاز ۰ یا π میشود.
💡 ۴. ترمیم شبکیه: در صورتیکه بافت تخریب شده منجر به جداشدگی شبکیه از پشت چشم شود کاهش شدید دید یا کوری را موجب میشود مگر اینکه جراحی برای چسباندن شبکیه بموقع و با موفقیت انجام شود.
💡 اصطلاح مونتاژ تنها به کارهای فیزیکی چسباندن بخشهای یک فیلم در کنار هم گفته میشود. در حالیکه تدوین، فرایند هنریتر است و شامل اصول زیباییشناسی برای کنار هم قرار دادن پلانهاست تا حس خاصی را در مخاطب ایجاد کرده و ضربآهنگ مورد نظر کارگردان فیلم را به بیننده منتقل کند.