لغت نامه دهخدا
( بخاراخداة ) بخاراخداة. [ ب ُ خ ُ ] ( اِخ ) بخارخدات. بخاراخدا. پادشاه بخارا. لقب عام ملوک بخارا. ( آثارالباقیه ). بخار خوذاو. ( ایران در زمان ساسانیان ). و رجوع به بخارخداة شود.
( بخاراخداة ) بخاراخداة. [ ب ُ خ ُ ] ( اِخ ) بخارخدات. بخاراخدا. پادشاه بخارا. لقب عام ملوک بخارا. ( آثارالباقیه ). بخار خوذاو. ( ایران در زمان ساسانیان ). و رجوع به بخارخداة شود.
بخار خدات بخارا خدا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگرچه زادهٔ هندم فروغ چشم من است۔ ز خاک پاک بخارا و کابل و تبریز
💡 بیش ازین برهان چه باید کاو هنوز اندر عراق در بخارا خطبه از نامش بیاراید همی
💡 ١٥٩٠ گسیل داشتن سفیر دیگر عبداللهخان دوم به امپراتوری عثمانی و همچنین فرستاده شدن دیپلماتهای امپراتوری عثمانی به بخارا به رهبری صلاح شاه.
💡 بخارا و سمرقندست روی و چشم آن کشور غلامان ترا زین هر دو حقا گر بر آید نان
💡 ۹۹۲ در بهار بخارا سقوط کرد و بغرا خان بدان درآمد ولی تابستان با بیماری بغرا، نوح دوم سامانی به آنجا بازگشت.
💡 رو نهاد آن عاشق خونابهریز دلطپان سوی بخارا گرم و تیز