بخار ناک

لغت نامه دهخدا

بخارناک. [ ب ُ ] ( ص مرکب ) نفاخ. بادآور: و هرچه از شیر سازند زیان دارد چون همه چیزهاء تیز بخارناک. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و از طعامهاء بخارناک پرهیز کردن. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

نفاخ باد آور.

جمله سازی با بخار ناک

💡 این لوکوموتیو که مابین سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۶ تولید می‌شده دارای ۱۶ سیلندر و ۲۰۰۰ اسب بخار توان خروجی بوده است.

💡 رخ از زیلو نگردانم بخار بوریا از فرش خسک در راه مشتاقان بساط پرنیان باشد

💡 سهول ایکس۶ مجهز به موتور ۱٫۵ لیتری چهار سیلندر توربوشارژ مشترک با سهول ایکس۴ است. حداکثر قدرت ۱۵۰ اسب بخار و حداکثر گشتاور ۲۱۰ نیوتن متر است.

💡 اس‌ام‌اس اِمدن می‌توانست حداکثر ۸۶۰ تن زغال‌سنگ با خود حمل کند. این ناو آخرین ناو آلمانی بود که به موتور بخار با انبساط سه‌گانه مجهز شده بود.

💡 این بخار از بس عفونت می ستاند جان پاک وین سحاب از بس لطافت می‌فشاند درناب

💡 زآتش عشق تو همچون چوب می سوزم ولیک چون بخار عود از آن آتش دخانم خوش شود