بجا افتادن

لغت نامه دهخدا

بجا افتادن. [ ب ِ اُ دَ ] ( مص مرکب )در جای خود افتادن. بموضع اول باز شدن:
در هوای گلشنی صد ره چو مرغ بسته بال
کرده ام آهنگ پرواز و بجا افتاده ام.وحشی.- به جا افتادن عضو؛ جبر عضو شکسته. بهبود یافتن استخوانی که از بند در رفته باشد. بصورت اولیه باز برده شدن:
رود از حب وطن آدم خاکی سوی خاک
عاقبت عضو ز جا رفته بجا می افتد.اشرف. || باز به بستر افتادن. از ناتوانی از پا افتادن. ( آنندراج ):
خسته درد و محبت را سر بیهوده نیست
بارها به گشته و دیگر بجا افتاده است.شفائی.دل خسته که به تدبیر تغافل به شد
باز پرهیز نکرده ست و بجا افتاده است.شفائی.|| بموقع افتادن متناسب برآمدن.

فرهنگ فارسی

در جای خود افتادن. بموضع اول باز شدن

جمله سازی با بجا افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همگانی شدن یک نوآوری جدید نیز در یک جامعه به عوامل مختلفی وابسته‌است. برای مثال میکروویو در دهه ۵۰ میلادی در آمریکا اختراع شد اما همگانی شدن و به اصطلاح جا افتادن این کالا در اواخر دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ اتفاق افتاد.

💡 دوستى تبهكار، افتادن در دامى است كه او خواسته يا ناخواسته براى دوست تدارك ديدهاست، چرا كه او به اندك بهايت بفروشد.(220)

💡 بعد از راه افتادن دوباره گروه آن‌ها بیشتر به برگزاری تور و کنسرت پرداختند که می‌توان به چند کنسرت آنها که برای خیریه‌ها برگزار شد اشاره کرد.

💡 خواهد افتادن به فکر ما سلیمان زمان گر به دست دیو نفس افتاده همچون خاتمیم

💡 علت نامگذاری دلنمک از کلامی در گفتار هادی اسلامی عنوان شد که با پسرک درباره تشکیل بلور نمک حرف می زدند که افتادن هر چیز خوب خالص در نمک بود و اشاره به فنای بسوی بقا دارد.

💡 شیوه ساخت افعال ماضی: در زبان کهمره ای ماضی افعال لازم (رفتن، آمدن، افتادن و…) شناسه بعد از بن ماضی می‌آید. همچنین در ماضی افعال متعدی (کردن، زدن، گفتن و…) شناسه قبل از بن ماضی می‌آید:

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز