لغت نامه دهخدا
باور افتادن. [ وَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) باور افتادن کسی را؛ مورد قبول قرار گرفتن او. پذیرفته شدن. باور آمدن:
تو و دوری ز غیر استغفر اﷲ از محالاتست
عجب گر با وجود ساده لوحی باورم افتد.باقر کاشی ( از آنندراج ).
باور افتادن. [ وَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) باور افتادن کسی را؛ مورد قبول قرار گرفتن او. پذیرفته شدن. باور آمدن:
تو و دوری ز غیر استغفر اﷲ از محالاتست
عجب گر با وجود ساده لوحی باورم افتد.باقر کاشی ( از آنندراج ).
مورد قبول قرار گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمله افتادن اغلب در افراد مسن رخ میدهد. افتادن در افراد مسن به دلایل زیادی اتفاق میافتد و اهداف مراقبتهای بهداشتی شامل جلوگیری از هرگونه افتادن قابل پیشگیری و تشخیص درست هرگونه افتادن است.
💡 در مجمع البيان مى گويد: فرق بين سرعت و عجله اين است كه سرعت به معناى جلوافتادن در كارى است كه جلو افتادن در آن جايز باشد. پس سرعت (از آنجائى كه هميشهدر كار خير به كار مى رود) خود يكى از
💡 به چاه آن ذقن بنگر مترس ای دل ز افتادن که هر دل کان رسن بیند چنان چاهست زندانش
💡 «مارتی مک فلای» که بهتازگی از گذشته برگشته دوباره توسط دکتر امت به آینده فرستاده میشود تا از به زندان افتادن پسرش در آینده جلوگیری کند اما متأسفانه اوضاع خرابتر میشود. و ماشین زمان به دست انسانهای بدی میافتد
💡 عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است از سپند افتادن، از آتش سرافرازی خوش است
💡 نباشد آدمی را چاره جز افتادن و مردن که می بیند چنین روزی که از جان بر نمی آید