لغت نامه دهخدا
باغ چوپان. ( اِخ ) نام دهی از ناحیت لاریجان. ( از مازندران و استرآباد رابینو ترجمه وحید مازندرانی ص 114 ).
باغ چوپان. ( اِخ ) نام دهی از ناحیت لاریجان. ( از مازندران و استرآباد رابینو ترجمه وحید مازندرانی ص 114 ).
دهی از لاریجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بستگان تکریتی وی که اکثراً چوپان بودند، بعدها تأثیرگذارترین و پرنفوذترین مشاوران و حامیان او شدند.
💡 شاها خدای بر گلهٔ خلق، مر تو را چوپان صفت نمود نگهبان و پاسبان
💡 که برو ما از تو خود چوپانتریم چون تبع گردیم هر یک سروریم
💡 برسم و راه دیرین، داد چوپان در آغل، گوسفندان را نشمین
💡 ز چوب زهر چون چوپان خبر داشت چراگاه گله جایِ دگر داشت
💡 ((من از چوپانان به هنگام صبح و با شبيخون زدن خويش ترسى ندارم و نبايد مرا يزيدبن مفرغ بخوانند.