لغت نامه دهخدا
بازار سمبیل. [ ] ( اِخ ) شهرکی است [ به خوزستان ] با نعمت. ( حدود العالم ).
بازار سمبیل. [ ] ( اِخ ) شهرکی است [ به خوزستان ] با نعمت. ( حدود العالم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از برای عاشقست این ناز و غنج و چشم و روی خواجه بهر مشتری جوهر به بازار آورد
💡 یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر شهر پرآشوب بین و جمله بازار مست
💡 کیست ای مویند درزی که هوا دار تو نیست هیچ بازار چنین گرم چه بازار تونیست
💡 پریشان خودم دارد سر زلفی که از غیرت متاع خویش در هر کوچه و بازار نگشاید
💡 بود یک چندی به پیشانیش اگر داغ وطن شد عیان کان داغ بهر گرمی بازار بود
💡 جذبة شوق زلیخا را رسن کوتاه نیست یوسف او چهنشین از گرمی بازار تست