باز شکفتن
مترادفها
دوباره شکفتن
لغت نامه دهخدا
بازشکفتن.[ ش ِ ک ُ ت َ ] ( مص مرکب ) از هم باز شدن:
گل بازشکفت از جبینت
توقیع کرم در آستینت.نظامی.و رجوع به شکفتن شود.
فرهنگ فارسی
از هم باز شدن
جمله سازی با باز شکفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو از شکفتن نورزو عیش یاد کنم به چشم من گل، اگر نیستند از آن یاران
💡 تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید سر بهگریبانکشید گوی شکفتن برید
💡 از شکفتن میرود بر باد گلهای چمن گریه میآید مرا بر هرکه خندان میشود
💡 یک گل افشا کسی از باغ تمکینم نچید در ریاض راز دار است شکفتن رسم نیست
💡 مایهٔ عاریت و صرف طرب جای حیاست گل سر و برگ شکفتن به زر وام نداشت
💡 انتظار برای باز شکفتن گلهای رز در باغچه، یکی از لذتبخشترین تجربههایی است که هر باغبان در فصل بهار با اشتیاق فراوان منتظر آن میماند.
💡 امید به باز شکفتن دوباره شکوفههای پیروزی در دل انسانها، باعث میشود که آنها در برابر سختیهای زندگی با قدرت و استقامتی بسیار زیاد ایستادگی کنند.
💡 شاعر در این بخش از شعر، از استعارهای برای باز شکفتن روح انسان پس از گذشت دوران تاریکی و ناامیدی برای بیان پیام اصلی خود استفاده کرده است.