لغت نامه دهخدا
بازایستادگی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) پس ایستادگی. ( ناظم الاطباء ).
بازایستادگی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) پس ایستادگی. ( ناظم الاطباء ).
پس ایستادگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز معشوقیست تمکین وز عاشق گرد سرگشتن ز تو ایستادگی ای سرو چون قمری سفر از من
💡 اریک دین نقش مرد چندگانه را در فیلم مردان ایکس: آخرین ایستادگی (۲۰۰۶) ایفا کرده است.
💡 ایستادگی در تسهیم اطلاعات حساس درونی بین سازمانها میتواند تأثیر نرمافزار را کاهش دهد.
💡 گرم دشمن بود تنها، به جان دوست من تنها برای رفع دشمنها، به جان ایستادگی دارم
💡 چرا در پرسش احوال ما ایستادگی داری به حرفی می توان کردن تو آسان مشکل ما را
💡 ؛ یعنی از آنجایی که سود نهایی حاصل از به دست آوردن منبع میتواند بیشتر از هزینه صرف شده باشد، ایستادگی برای منبع میتواند ارزشمند باشد.اگر