لغت نامه دهخدا
باران خواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب )طلب باران کردن. استسقاء. استمطار. ( منتهی الارب ).
باران خواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب )طلب باران کردن. استسقاء. استمطار. ( منتهی الارب ).
( مصدر ) طلب باران کردن استسقا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل گفت که باش تا شوم همی یکتایی این خواستن از بهر چنین کاری را
💡 اين احتمال درست نيست - در اين باره به بحث (حاجت خواستن شيطان ) مراجعه شود.
💡 در توراة آمده است كه: اى موسى ! آن كه مرا دوست دارد، از يادم نبرد. و آن كه اميد نيكىدارد. در خواستن اصرار ورزد.
💡 تو آفتابی و مهتاب دیگران و تبش زآفتاب توان خواستن نه از مهتاب
💡 جای طرب و نشاط و می خواستن است کاراستن سرو ز پیراستن است
💡 الف ـ عذر خواستن از پيادگان