لغت نامه دهخدا
باده نو. [ دَ /دِ ی ِ ن َ / نُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مقابل باده کهنه. ( آنندراج ). شراب نو. ( ناظم الاطباء: باده ).
باده نو. [ دَ /دِ ی ِ ن َ / نُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مقابل باده کهنه. ( آنندراج ). شراب نو. ( ناظم الاطباء: باده ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه عذر آرم اکنون که باده نگیرم من و باده و بزم شاه مظفر
💡 هر یکی گشته ز دیگر جام مست هر یکی را باده نوعی دیگر است
💡 تا چند بر امید روم در سرای یار در سر خمار باده و در دل هوای یار
💡 گر تو خواهی که همی فاسد و کاسد نشود باده از جام ارادت به خریداران ده
💡 خون بسته دل غنچه ز لعل تو همانا چون باده به مینا!
💡 چند تن در مسجد و دل گرد کوی شاهدان خرم آن کو آشکارا باده با یاری کشد