لغت نامه دهخدا
باده خایه. [ دَ / دِ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) چیزی در اندرون ماهی چون بادکنک ساخته و مهیاکرده برای بازی اطفال، و باده خایه را مردم گیلان خورند. بادخایه. کیسه هوائی. رجوع به بادخایه ( معنی دوم ) شود.
باده خایه. [ دَ / دِ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) چیزی در اندرون ماهی چون بادکنک ساخته و مهیاکرده برای بازی اطفال، و باده خایه را مردم گیلان خورند. بادخایه. کیسه هوائی. رجوع به بادخایه ( معنی دوم ) شود.
چیزی در اندرون ماهی چون بادکنک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عیش می کردم به شادی، باده می خوردم به کام غم نمی خوردم که در بر غمگساری داشتم
💡 من كه در دير مران در كنار ام كلثوم بر بالشتهاى نرم تكيه زده و همدم باده مى باشم، چه باكم از اينكه سربازان اسلام در غذقدونه به تب و بيمارى وبا مبتلا شده اند! (16)
💡 قلقلِ ما و مَنَت پُر بهگلو افتادهست بِشِکن شیشه و چون باده به یکبار برآ
💡 ((آنان مى خواهند نور خدارا بادهان خود خاموش سازند؛ ولى خدا نور خود راكامل مى كند هر چند كافران خوش نداشته باشند! او كسى است كهرسول خود را با هدايت و دين حقّ فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد، هر چندمشركان كراهت داشته باشند)).
💡 به شرع زهد، حقّ خدمت شایسته ای دارم که رهن باده کردم خرقه های پارسایان را
💡 برای عکس رخسارش ولی دارم چو آیینه که همچون باده و جام است هم صافی و همساده