لغت نامه دهخدا
بادحکه. [ ح ِک ْ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) بمعنی شهوت و باه زنان، و این مرکب است چه حکه بمعنی خارش است چون باد و روح در عروق و اعصاب اندام زن ممتلی میشود حالتی مثل خارش بهم میرسد. ( غیاث ) ( آنندراج ).
بادحکه. [ ح ِک ْ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) بمعنی شهوت و باه زنان، و این مرکب است چه حکه بمعنی خارش است چون باد و روح در عروق و اعصاب اندام زن ممتلی میشود حالتی مثل خارش بهم میرسد. ( غیاث ) ( آنندراج ).
شهوت زنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی گفتم این شوم بیداد را که چندین مدار آتش و باد را
💡 پیوسته کمان دولتت بر زه باد روز تو ز روز و شبت از شب به باد
💡 نشست تو بر گاه فرخنده باد یلان جهان پیش تو بنده باد
💡 خویشتن را به باد بر داده آن جهان را بدین جهان داده
💡 باد گل دولتت همیشه شکفته تا ننهد چرخ با شکوه تو خارم
💡 هم جور تو باشد که فزون باد دمادم چیزی گرم از سنگ جفای تو رهاند