لغت نامه دهخدا
( آیینه اسکندر ) آیینه اسکندر. [ ن َ ی ِ اِ ک َ دَ ] ( اِخ ) رجوع به آینه سکندری شود.
( آیینه اسکندر ) آیینه اسکندر. [ ن َ ی ِ اِ ک َ دَ ] ( اِخ ) رجوع به آینه سکندری شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدایگانا هرگز کدام خسرو بود ز اردشیر و ز اسکندر و ز کسری و سام
💡 عمرها شد خضر می گوید ز غیب ای شهریار آنچه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگار
💡 اگر به حکمت و برهان مثل شد افلاطون وگر به حشمت و فرمان سمر شد اسکندر
💡 خیالِ آبِ خِضِر بست و جامِ اسکندر به جرعهنوشیِ سلطان ابوالفَوارِس شد
💡 گر کار به جز مستی اسکندر می من ور معجزه شعرستی پیغمبر می من
💡 سایه ی یزدان علاء دین و دنیا بوسعید خان کسری مرتبت خاقان اسکندر جناب