لغت نامه دهخدا
انجم کده. [ اَ ج ُ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) باغی که در آن گلها مانند ستاره می درخشند. ( ناظم الاطباء ):
خاک ازتو[ خطاب به آفتاب ] بهشت طیلسان شد
انجم کده از تو بوستان شد.درویش واله هروی ( از بهار عجم ).
انجم کده. [ اَ ج ُ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) باغی که در آن گلها مانند ستاره می درخشند. ( ناظم الاطباء ):
خاک ازتو[ خطاب به آفتاب ] بهشت طیلسان شد
انجم کده از تو بوستان شد.درویش واله هروی ( از بهار عجم ).
باغی که در آن گل ها مانند ستاره می درخشند ٠
💡 چو جمشید پری رخسار انجم عیان شد از هوا شد دیو شب گم
💡 زهی ز مایهٔ رایت منور انجم و چرخ زهی ز سایهٔ تیغت مظفر آتش و آب
💡 در کنج غم نشسته شب تا سحر به یادت ریزم ز دیده انجم ای رشک ماه بی تو
💡 چرا یگانه عالم شد آفتاب از آنک ز خود علایق انجم به تیغ تیز برید
💡 فروغ انجم، بارای روشنش تیره سپهر اعلا، با قدر عالیش اسفل
💡 هست آسمان چو سفره و خورشید همچو قرص انجم چو کوزومه چو پنیر اندر آسمان