انتظام حاصل کر
لغت نامه دهخدا
انتظام حاصل کردن. [ اِ ت ِ ص ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بند و بست درست حاصل نمودن. || مرتب و منظم گشتن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با انتظام حاصل کر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرمود: انّما انتم خوارج. شما در زمرهاهل اسلام نيستيد و در سلك خوارج انتظام داريد.
💡 ترک انصاف از رسوم انتظام یمن نیست بسکه چشم از معنیام پوشید حاسد،کور شد
💡 گردون در انتظام جهان عاجزست از آن در دامن تو بر زده بیاختیار دست
💡 *انتقاد از برخی رفتارهای نیروی انتظامی در استان که باعث رنجش مردم شده است
💡 کآسمان از نوک کلک خواجه خسرو نشان انتظام مملکت سازد، قوام دین کند
💡 دههٔ ۸۰ خودروهای سمند، پژو ۲۰۶، زانتیا، پرشیا، مگان و لندکروز هم جزء خودروهای سازمانی فرماندهی انتظامی بودهاست.