افاقه حاصل کرد

لغت نامه دهخدا

افاقه حاصل کردن. [ اِ ق َ / ق ِ ص ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بهوش آمدن. بخود آمدن. صحت یافتن. بهبود یافتن.

جمله سازی با افاقه حاصل کرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اگـر از تجلى فيض اقدس استعداد بيش از اين اندازه باشد، پس از اين صعق و فنا نيزانـس حـاصـل آيـد و سالك به خود آيد، و مورد تجليات ذاتيه گردد، تا آخر مرتبه فناىذاتـى و صـعـق كـلى سـيـر تـمـام شـود و فـنـاى تـامحـاصـل آيـد. و مـن يـخرج من بيته مهاجرا الى الله و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقعاءجـره عـلى الله.(818) بـعضى گويند اشاره به اين اولياء الله و سالكين الىالله اسـت، و اجـر ايـن سـالك جز با ذات مقدس نيست. و گاه افتد كه براى سالك در اينمـقـام نـيز افاقه حاصل آيد، پس به حسب استعداد خود و مناسبت احاطه عين ثابتش به هدايتخلق قيام كند: يا اءيها المدثر. قم فاءنذر.(819)

💡 هنگامى كه رسول خدا (ص ) افاقه حاصل كرد، برخى گفتند: آيا اجازه مى دهيد تا دوات وشانه حاضر نماييم. فرمود: پس از اين همه سخنان نابجا محتاج به دوات و شانه نيستم، ليكن درباره بازماندگانم وصيت مى كنم از آنها دست بر مداريد و از نيت خير دربارهآنان خوددارى ننماييد و روى از مردم برگردانيد مسلمانان تقصير كار از جاى برخواستهبه خانه هاى خود رفتند و به جز از عباس وفضل و على بن ابى طالب (ع ) و خاندان مخصوصش ديگرى باقى نماند.

برین یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
آرتیست یعنی چه؟
آرتیست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز