لغت نامه دهخدا
انتحال کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شعر یا سخن دیگری را گرفتن:مرا هم سزد که این ابیات را از حسن اسدی در مرثیه معن زائده انتحال کنم. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 446 ).
انتحال کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شعر یا سخن دیگری را گرفتن:مرا هم سزد که این ابیات را از حسن اسدی در مرثیه معن زائده انتحال کنم. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 446 ).
شعر یا سخن دیگری را گرفتن
💡 طغرا همواره از انتحال آثارش بیمناک بودهاست، چراکه میگوید:
💡 ((عن ابى البخترى عن ابى عبداللّه عليه السّلامقال: اِنَّ العُلَماءَ وَرَثةُ الا نبياء وذاك اءنَّ الا نبياءَ لم يورِّثوا درهما ولا ديناراً، و إ نّمااءورثُوا اءحاديث من اءحاديثهم، فمَن اءخَذَ بِشَى ء مِنها فَقَدْ اءخذ حَظّاً وافِرا، فَانْظُرُواعِلْمَكُمْ هذا عَمَّن تَاءخُذُونَه ؟ فإ نّ فينا اهل البيت فىكل خلف عُدُولاً ينفون عنه تحريف الغالين و انتحال المبطلين وتاءويل الجاهلين )).
💡 725- ((فى كلّ خلف من امتى عدول من اهل بيتى، ينفون عن هذا الدين تحريف الضالينو انتحال المبطلين و تأ ويل الجاهلين. الا وان ائمّتكم وفدكم الى اللّه فانظروا منتوفدون )) (ابن حجر مكى در صفحه 92 صواعق ).
💡 در سال ۱۳۹۳، بازتاب خبرهایی مبنی بر انتحال محمود خاتمی، عضو هیئت علمی این گروه، در نشریات و خبرگزاریها جنجالی شد.