الو فروشی

لغت نامه دهخدا

( آلوفروشی ) آلوفروشی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) حرفه آلوفروش. || ( اِ مرکب ) دکان آلوفروش.

فرهنگ فارسی

( آلو فروشی ) ۱ - پیش. آلو فروش ۲ - دکان آلو فروش

جمله سازی با الو فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صاحبا گوهر فروشی میکنم از من بخر کاینچنین جنس نفیس از هیچ بازاری نخاست

💡 فیلم در اوسویوس در استان بریتیش کلمبیا فیلم‌برداری شده و فروشی در حدود ۱۰ میلیون دلار کانادا داشته‌است.

💡 هواپیمای ایرباس ای ۳۴۰–۳۰۰ را می‌توان از نظر فنی مشابه ۷۷۷–۲۰۰ ای آر دانست. این گونه با فروشی معادل ۴۲۵ فروند بیش از سایر مدل‌های ۷۷۷ مورد استقبال قرار گرفته‌است.

💡 یوسف به سیم قلب فروشی است کار ما مغبون شود کسی که ز سودای ما گذشت

💡 یک بوسه گر فروشی جانا! به قیمت جان هستم به جان خریدار، گلبوسه از لبانت

💡 اسباب‌بازی فروشی به فروشگاهی گفته می‌شود که اسباب بازی و وسایل سرگرم‌کننده برای کودک می‌فروشد. فروشگاه‌های زنجیره‌ای و اینترنتی نیز به فروش این نوع اسباب مبادرت کرده‌اند.

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز