الماس افشاندن

لغت نامه دهخدا

الماس افشاندن. [ اَ اَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از گریستن. اشک ریختن.

فرهنگ فارسی

کنایه از گریستن اشک ریختن

جمله سازی با الماس افشاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رنگ رخسار چمن در فکر بال افشاندن است آب ده چشمی که فصل سیر گلشن می رود

💡 ترک دنیا هم دماغ همت من بر نداشت رنجه‌کرد افشاندن این‌گرد پشت پای من

💡 حاصل من منحصر در ترک حاصل گشته است دامن افشانی است صائب دانه افشاندن مرا

💡 آئین چمن زین پس دانی چه بود هر روز صد بوی بر افشاندن صد رنگ بر آوردن

💡 جان خواستم افشاندن پیش رخ او دل گفت: خاری چه محل دارد در پیش گلستانی؟

💡 به زلفت شانه دستی می‌زند اما نمی‌داند کز افشاندن نگردد پاک دامان دل آلودش

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز