لغت نامه دهخدا
الات الحب. [ اُ تُل ْ ح َب ب ] ( اِخ ) چشمه ایست در اِضَم از ناحیه مدینه. ( معجم البلدان ).
الات الحب. [ اُ تُل ْ ح َب ب ] ( اِخ ) چشمه ایست در اِضَم از ناحیه مدینه. ( معجم البلدان ).
چشمه ایست در اضم از ناحیه ی مدینه.
💡 3 سؤ الات بجا و منطقى مردم را بى پاسخ نگذاريم. (ساءتلوا )
💡 3 در پاسخ به سؤ الات، جوابى دهيد كه سؤ ال كننده بفهمد و مورد نيازش باشد. (قل هى مواقيت للناس )