ال و اوضاع

لغت نامه دهخدا

( آل و اوضاع ) آل و اوضاع. [ ل ُ اَ /اُو ] ( اِ مرکب، از اتباع ) فزونیها. زوائد بسیار.

فرهنگ فارسی

( آل و اوضاع ) فزونیها زوائد بسیار

جمله سازی با ال و اوضاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود تا استراحت جو سر از بالین تن از بستر درین جنبنده مهد مختلف اوضاع زنگاری

💡 آرامگاه و مسجد حاجی صاحب پایمنار ساختمان گنبدی از جمله یادمان‌های تاریخی افغانستان بوده که در شهرستان ده‌سبز در شمال شهر کابل قرار دارد. این اثر تاریخی دراثر جنگ‌ها و اوضاع جوی آسیب دیده‌است.

💡 گر به این عنوان شود اوضاع دنیا ناگوار خضر بیزار از حیات جاودان خواهد شدن

💡 طبع روشن نیست بی‌وحشت ز اوضاع سپهر صورت دام است بیدل عکس پرویزن درآب

💡 او در مصاحبه‌ای که روز ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ منتشر شد، (روز سکته و چهار روز پیش از مرگ) سخنان انتقادی تندی از او دربارهٔ اوضاع کشور در گفتگو با هفته‌نامه امید عنوان داشته بود:

💡 خداوند اوضاع واحوال هيچ قومى را تغيير نمى دهد، مگر آن كه خودشان صفات نفسانى وملكات روحى خويش را دگرگون سازند.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز