افلح اباضی

لغت نامه دهخدا

افلح اباضی. [ اَ ل َ ح ِ اِ ] ( اِخ ) ابن عبدالوهاب بن رستم. یکی از سرکردگان خوارج اباضی. وی در افریقیه خروج کرد و شهر عباسیه را که ازبناهای ابوالعباس محمدبن اغلب از ملوک اغلبیان بود به آتش کشیده و صدهزار دینار پاداش این عمل خود را از خلیفه اموی اندلس گرفت. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

جمله سازی با افلح اباضی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تقریباً تمام عمانی‌ها مسلمان هستند. اکثریت مردم عمان اباضی هستند و پس از آن اهل‌سنت و تعدادی هم شیعه که در امتداد منطقهٔ آل بیتی و ساحل مسقط زندگی می‌کند.

💡 این کشور در قرن نهم میلادی به اوج رونق خود رسید و با گذشت زمان این عظمت را از دست داد. اختلافات مذهبی و برخوردهای ناشی از آن که بین سنی‌ها و اباضی‌ها آغاز شده بود به مرور زمان به درگیری‌هایی بین امامت و سلطنت منجر شد.

💡 اين كنفدراسيون به در ابتدا ابو سعيد و خاندانش خودشان را خليفه قبايل ذگری و بر مذهب اباضی بودند اما ظاهرا هرگز در زمره آنها نبودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران