ابو تغلب

لغت نامه دهخدا

ابوتغلب. [ اَ ت َ ل ِ ] ( اِخ ) عدةالدوله غضنفربن ناصرالدوله حسین، از بنوحمدان. او پس از خلع پدر در سال 348 هَ. ق. امارت یافت و در سال 369 درگذشت. آل بویه در فاصله سنوات 367 و 369 دست او را از الجزیره کوتاه کردندو سمیاطی معروف نخست معلم و سپس ندیم او بوده است.

جمله سازی با ابو تغلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خسروان وزن یافت تغلب بقسط کیل هیهات وجه جست تبدل بوای و ویل

💡 ندهد دامن مهر تو ز دست ابن یمین تا اجل دست تغلب بگریبان نبرد

💡 ((او (ابان بن تغلب ) اهل صدق و راستى در حديث و روايت است، اگر چه مذهب او مذهب شيعهاست )).

💡 نقد امامت چنین دست بدست آمدست دست مبادش کسی کو به تغلب ستاد

💡 یک بقعه را بپای تغلب همی سپر یک خطه را بدست تقلب همی سپار

💡 ((علّموا صبيانكم من علمنا ما ينفعهم اللّه به لا تغلب عليهم المرجئة براءيها))(633)

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز