افسانه سگال

لغت نامه دهخدا

افسانه سگال. [ اَ ن َ / ن ِ س ِ ] ( نف مرکب ) آنکه قصه و سرگذشت میگوید. ( ناظم الاطباء ). افسانه پرداز. دروغ ساز. باطل گو.

فرهنگ فارسی

آنکه قصه و سرگذشت میگوید افسانه پرداز دروغ ساز.

جمله سازی با افسانه سگال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که افسانه این دیدهٔ تر می‌پرسی حال این غرقه به خوناب جگر می‌پرسی

💡 چرا كه مى دانيم افسانه هاى خيالى هر قدر، جالب و تكان دهنده، تنظيم شده باشند،تاثير آنها در برابر يك سرگذشت واقعى ناچيز است زيرا:

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است، می‌توان به آرزوهای دوردست، هویت بورن، والکیری، سخنرانی پادشاه، دوشیزه پاتر، افسانه‌های واهی، به من بگوئید آقا و بوری در مقابل مک‌انرو اشاره کرد.

💡 دل ز حرف عشق پر، افسون عقل از وی بشوی از جوار مصحف این افسانه بیرون کردنیست

💡 عجب نبود ز عشق این گرچه عقل افسانه پندارد سپردم جان بان لعلی که احیا بود اعجازش

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
منشور چشمی یعنی چه؟
منشور چشمی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز