لغت نامه دهخدا
( آفتابه دار ) آفتابه دار. [ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) آنکه در خانه پادشاهان و اعیان رجال شغلش آفتابه داشتن است.
( آفتابه دار ) آفتابه دار. [ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) آنکه در خانه پادشاهان و اعیان رجال شغلش آفتابه داشتن است.
( آفتابه دار ) ( اسم ) آنکه در سرای پادشاهان و رجال شغلش آفتابه داشتن است آفتابهچی.
آنکه در خانه پادشاهان و اعیان رجال شغلش آفتابه داشتن است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلیران آن بوم را بی گناه رود سر به دار و شود تن به چاه
💡 ای شاه جهان تو بندگان داری چون رستم و طوس و بیژن و قارن
💡 تو قلم به دست داری و جهان چو نقش پیشت صفتیش مینگاری صفتیش میستانی
💡 بر حال من زار جگرخوار نبخشی آن دل که تو داری مگر از آهن و سنگ است
💡 چنان شرم دار از خداوند خویش که شرمت ز بیگانگان است و خویش