لغت نامه دهخدا
اعشی تغلب.[ اَ شا ت َ ل ِ ] ( اِخ ) شاعر معروف عرب در عصر اموی موسوم به ربیعةبن یحیی بن معاویة. بیت زیر از اوست:
اذا حلت معاویةبن عمرو
علی الاطواء خنقت الکلابا.( از عیون الاخبار ج 3 ص 263 ).و رجوع به اعشی ربیعةبن یحیی... شود.
اعشی تغلب.[ اَ شا ت َ ل ِ ] ( اِخ ) شاعر معروف عرب در عصر اموی موسوم به ربیعةبن یحیی بن معاویة. بیت زیر از اوست:
اذا حلت معاویةبن عمرو
علی الاطواء خنقت الکلابا.( از عیون الاخبار ج 3 ص 263 ).و رجوع به اعشی ربیعةبن یحیی... شود.
شاعر معروف عرب در عصر اموی موسوم به ربیعه بن یحیی بن معاویه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی ز پاکی نظمم به یمن مدحت تست شرف به نظم روان جریر و اعشی را
💡 هست معزی به دولت تو عجم را همچو عرب را جریر و اخطل و اعشی
💡 پیش مدح تو کجا کلک من آید به سجود پیش طبعم به سجود آید طبع اعشی
💡 زر خرید کرم اوست چه یحیی و چه فضل خانه زاد قلم اوست چه اعشی چه جریر
💡 همچو امیری که از مدیح خداوند فخر کند تا ابد به اعشی و حسان
💡 زبان ز خجلت دستان سرایی قلمم جری به نکته نگردد جریر و اعشی را