اصل التنبول

لغت نامه دهخدا

اصل التنبول. [ اَ لُت ْ تَم ْ ] ( ع اِ مرکب ) بیخ پان،بهندی کلیجن. ( الفاظ الادویه ). رجوع به تنبول شود.

فرهنگ فارسی

بیخ پان بهندی کلیجن

جمله سازی با اصل التنبول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصل نقدش داد و لطف و بخششست قهر بر وی چون غباری از غشست

💡 این مسجد، مسجد اصلی و تنها مسجد روستا به شمار می‌رود.

💡 پناه عالم و بنیان ملک و اصل شرف کمال دانش و فر جهان و فخرامم

💡 خورش را اصل راه کار دین دان خللها ازخورش آمد یقین دان

💡 اصل و نهال گل عرق لطف مصطفاست زان صدر بدر گردد آن جا هلال گل

💡 باین معنی که چون گردید و اصل ببحر جمع و وصلش گشت حاصل

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز