برسمیت شناختن
صورت درستتر: «به رسمیت شناختن». یعنی پذیرفتنِ اعتبار، حقانیت، یا موجودیتِ چیزی یا کسی؛ مثل به رسمیت شناختن یک دولت، یک مقام، یا یک حق.
مترادفها
تایید کردن، پذیرفتن، معتبر دانستن
متضادها
نادیده گرفتن، انکار کردن، بیاعتنایی
صورت درستتر: «به رسمیت شناختن». یعنی پذیرفتنِ اعتبار، حقانیت، یا موجودیتِ چیزی یا کسی؛ مثل به رسمیت شناختن یک دولت، یک مقام، یا یک حق.
تایید کردن، پذیرفتن، معتبر دانستن
نادیده گرفتن، انکار کردن، بیاعتنایی