برسمیت شناختن

صورت درست‌تر: «به رسمیت شناختن». یعنی پذیرفتنِ اعتبار، حقانیت، یا موجودیتِ چیزی یا کسی؛ مثل به رسمیت شناختن یک دولت، یک مقام، یا یک حق.

مترادف‌ها

تایید کردن، پذیرفتن، معتبر دانستن

متضادها

نادیده گرفتن، انکار کردن، بی‌اعتنایی

جمله سازی با برسمیت شناختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دولت موظف است تمام تلاش خود را برای برسمیت شناختن حقوق اولیه شهروندان در مناطق محروم به کار بگیرد تا عدالت اجتماعی برقرار شود.

💡 مدیریت جدید شرکت باید تلاش کند تا تمام استعدادهای نهفته در میان کارکنان قدیمی را برسمیت شناخته و از آن‌ها برای پیشرفت استفاده کند.

💡 برای برسمیت شناختن هویت فرهنگی اقوام مختلف، باید برنامه‌های آموزشی ویژه‌ای در مدارس اجرا شود تا نسل‌های آینده به تنوع احترام بگذارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران