اصحاب ابوالجارو

لغت نامه دهخدا

اصحاب ابوالجارود. [ اَ ب ِ اَ بُل ْ ] ( اِخ ) پیروان زیادبن منذر همدانی یا نهدی و ثقفی اعمای کوفی، مکنی به ابوالجارود بودند که آنان را جارودیه نیز گویند. آنها معتقد بودند که پیامبر ( ص ) درباره خلافت علی ( ع ) به وصف تصریح کرد نه به تسمیه و بنابرین علی ( ع ) پس از پیامبر جانشین اوست ولی مردم چون قصور ورزیدند و وصف را نشناختند و موصوف را نجستند و بدلخواه خویش ابوبکر را برگزیدند از اینرو کافر شدند. ( ازملل و نحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 255 ).و رجوع به جارودیه و تهذیب التهذیب ج 3 ص 286 شود.

جمله سازی با اصحاب ابوالجارو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 78 - اصحاب الايكه (صاحبان سرزمينهاى پر درخت - قوم شعيب ) مسلما قوم ستمگرىبودند.

💡 اصحاب: خدا تو را شاد كند و ما را فدايت كند، جريان حميده چه بود؟

💡 از آن ببریده از جمع اصحاب که تا آسان کنی هم خورد و هم خواب

💡 نه کار تست جانبازی چو اصحاب که تا گردی چو خورشید جهانتاب

💡 عاجز از درک کمالت عقل اصحاب خرد قاصر از ذیل جلالت دست ارباب همم

💡 سخن نگارد و انس سخن به صحبت اوست چنانکه انس پیمبر به صحبت اصحاب

تخذم یعنی چه؟
تخذم یعنی چه؟
طویله یعنی چه؟
طویله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز