اشج کوفی
لغت نامه دهخدا
اشج کوفی. [ اَ ش َج ْ ج ِ ] ( اِخ ) عبداﷲبن سعیدبن حصین کندی ابوسعید کوفی محدث معروف به اشج متوفی بسال 257 هَ. ق. صاحب عیون التواریخ گوید: او راتصانیفی است که از آن جمله تفسیر قرآن است. ( اسمأالمؤلفین ج 1 ستون 441 ). و سمعانی آرد: ابوسعید عبداﷲبن سعید کوفی اشج یکی از ائمه کوفه بود و از ثقات پرهیزگار بشمار میرفت. ( انساب سمعانی برگ 38 «ب » ).
جمله سازی با اشج کوفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه سگ کوفی ز هر صوفی به است کز بسی صوفی سگ کوفی به است
💡 شامی نکرده شرم دل از دشنه اش شکافت کوفی نبرده رحم رگ از خنجرش گشود
💡 رای مثبت (۶۵٪) مردم بخش ترکنشین قبرس به طرح صلح کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان ملل در همهپرسی سال ۲۰۰۴ و رأی منفی (۷۶٪) مردم بخش یونانینشین به همین طرح، در تحریم جهانی علیه بخش ترکنشین قبرس شکاف ایجاد کرد و موقعیت این بخش ترکنشین را در عرصه بینالمللی بهبود بخشید.
💡 در کرب و بلا خواندند، چون سید بطحارا کوفی ز ره تلبیس، آن شافع فردا را
💡 عصمت حق عترت رسول گرامی گشته ذلیل و اسیر و کوفی و شامی
💡 این خط کوفی علاوه بر تزئینات برگی، در انتهای حروف تزئینات کوتاهی در فواصل میانی حروف و یا در بخشهایی از حروف وجود دارد.