دوچرخه سوار
مترادفها
دوچرخهسوار
لغت نامه دهخدا
دوچرخه سوار. [ دُ چ َ خ َ/ خ ِ س َ ] ( ص مرکب ) که سوار دوچرخه باشد. دوچرخه ران. که با دوچرخه راه طی کند. رجوع به دوچرخه چی شود.
فرهنگ فارسی
که سوار دوچرخه باشد.
دانشنامه عمومی
دوچرخه سوار (نقاشی). دوچرخه سوار ( انگلیسی: Cyclist ) یک نقاشی رنگ روغن کوبوفوتوریستی اثر ناتالیا گنچاروا، هنرمند روس است که سال ۱۹۱۳ کشیده شد و در موزه دولتی روسیه نگهداری می شود.
جمله سازی با دوچرخه سوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لباس مناسب و تجهیزاتی نظیر کلاه و عینک در تمامی رشتههای دوچرخه سواری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لباس مناسب میتواند راحتی شما را در زمان دوچرخه سواری افزایش دهد و تجهیزات کلاه، عینک، دستکش و حتی شورت مخصوص دوچرخه سواری برای جلوگیری از آسیب یک الزام است.
💡 برنال در بوگوتا، بزرگترین فرزند ژرمن (کارمند کلیسای نمک) و فلور (کارگر کارخانه گل) متولد شد. پدرش یک دوچرخه سوار آماتور مشتاق بوده و از پنج سالگی سوار بر دوچرخه دست دوم شد. در نه سالگی، برخلاف خواستههای پدرش وارد شد، و به راحتی در شهر زادگاه خود مسابقه ای بدست آورد. جایزه ای که شامل یک بورس تحصیلی بود.
💡 آمنه سلیمان (متولد ۱۹۸۸) معلم و مدافع حق دوچرخه سواری زنان در غزه است. او از سال ۲۰۱۶ تنها باشگاه دوچرخهسواری موجود در غزه را هدایت میکند.
💡 هر دوچرخه سوار حرفهای میداند که برای حفظ سلامت بدن و افزایش استقامت، نیاز به تمرینات مداوم و تغذیه مناسب دارد.
💡 آن دوچرخه سوار جوان با سرعت بسیار زیاد از مسیر جنگلی عبور کرد و توانست رکورد جدیدی را در مسابقات محلی ثبت کند.
💡 برای کاهش آلودگی هوا در شهرهای بزرگ، بهتر است که بیشتر مردم به جای خودرو، از دوچرخه سواری به عنوان وسیله حملونقل استفاده کنند.