لغت نامه دهخدا
اسکندر افریدوسی. [ اِ ک َ دَ رِ اَ ] ( اِخ ) رجوع به اسکندر افرودیسی و کنزالحکمة ص 192 شود.
اسکندر افریدوسی. [ اِ ک َ دَ رِ اَ ] ( اِخ ) رجوع به اسکندر افرودیسی و کنزالحکمة ص 192 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تارسدداغی بهکف صدشعلهمیبایدگداخت یافت اسکندر به چندین جستجوآیینه را
💡 و یا اسکندر روز آمد از ظلمات شب بیرون بدست کینه ی خورشید و، روشن گشت از آن عالم
💡 چنان بسیار در آهن شده پنهان که می گفتی مگر یأجوج و مأجوجند اندر سد اسکندر
💡 اسکندر میان سالهای ۳۲۷ تا ۳۲۶ پیش از میلاد به هندوستان حمله کرد ولی ناکام ماند.
💡 الکساندر نام شخصیتهای تاریخی چندی بوده که شناختهترینشان اسکندر مقدونی میباشد.
💡 شه چو اسکندر جوان و خواجه همچون خضر پیر ای سکندر لازمست این خضر رهبر داشتن