لغت نامه دهخدا
اسپیدجوی. [ اِ ] ( اِخ ) موضعی که بنقل ابن اسفندیار محلی نزدیک بحر خزر در یکساعته راه چالوس واقع بوده است. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 154 بخش انگلیسی ).
اسپیدجوی. [ اِ ] ( اِخ ) موضعی که بنقل ابن اسفندیار محلی نزدیک بحر خزر در یکساعته راه چالوس واقع بوده است. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 154 بخش انگلیسی ).
موضعی نزدیک بحر خزر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آثار اولیه گروه با نام جدید سَوِتاج بسیار تحت تأثیر آثار گروههایی چون جوداس پریست، آیرون میدن، بلک سبت و دیپ پرپل به نظر میرسد که با عناصری از اسپید متال همراه شدهاست. اواخر سال ۱۹۸۶ پس از ضبط چهارمین آلبوم گروه، کیث کولین تصمیم به ترک گروه گرفت و جای خود را به جانی لی میدلتون داد. از سال ۱۹۸۷ تاکنون جانی تنها عضو گروهاست که نامش در تمامی آلبومها به چشم میخورد.
💡 وان آنها را به صورت یک محیط خاص جنگلی یا شهری کرد یا حتی میتواند شامل محتوایی تاریخی باشد. میدانهای کوچکتر همانند زمینهای اسپید بال یا زمینهای مسابقات میتواند شامل موانع و سنگرهایی به صورت باد کردنی باشد.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به سربازان پیاده، یک روز در مسابقه، شبی در اپرا، شب بانوان در حمام، مشکل دشوار، عجیبالخلقهها، اسپیدی و ژنرال اشاره نمود.
💡 اسپید انحراف دشیل همت از کاراگاه بدون نام و کمتر مرموز او، کانتیننتال اوپی بود. اسپید چندین خصوصیت را از کاراگاهان پیشین در خود جمع کرده بود از جمله تواضع، چشم تیزبین و اشتیاقش برای پیاده کرده عدالت مورد نظر خودش.
💡 شعبه کنار از سر فهرج به سمت مغرب جریان مییابد و سیلهای اسپیدان و همانت نیز به آن میپیوندند و در نزدیکی روستای ابتر و احمدآباد به رودخانه بمپور ملحق میشود. این رودها بجز خشکسالیها، دارای آب هستند و مورد استفاده قرار میگیرند.